شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۸
ایران، پیروز میدان در جنگ رمضان

حوزه/ ملت ایران برخلاف تصور و برآوردهای دشمنان متجاوز، از جنگ رمضان با سربلندی و پیروزی قطعی و کامل خارج شد. و به گفتۀ تحلیلگر نظامی اسرائیلی(آوی اشکنازی): «ایران، تنها برندۀ جنگ است. پس از آنکه رؤیاهای نتانیاهو و ترامپ در برابر ایران فروپاشید، عملیات علیه ایران موسوم به عملیات "غرش شیر" به "نالۀ گربه‌ها" تبدیل شد!»، ناله‏ای که به اضمحلال و نابودی آنان می‏انجامد

خبرگزاری حوزه | در کوران نبرد با دشمنان، هنگامی که شعله‌های جنگ زبانه می‌کشد، گاه صحنه‌ها چنان جانکاه و دردناک می‌شود که گمانِ شکست، چون خوره به جانِ باورها می‌افتد. شهادتِ رهبر حکیم و شجاع انقلاب اسلامی و برخی از مسئولان سیاسی و شیرمردانِ نظامی ایران و نیز شهادت غریبانۀ کودکان و زنان بی‏پناه این مرز و بوم در هنگامۀ جنگ رمضان(۱۴۴۷ق)، زخمی عمیق بر دلها ‌زد و غبارِ اندوه بر چهره‏ها ‌نشاند. در این میان، برخی با ناامیدی می‏گویند: دیدید که دشمن بر ما پیروز شد؛ هرچه خواست، انجام داد؛ رهبر ایران و سرداران نظامی ما را از ما گرفت، برخی از زیرساخت‏ها و منابع حیاتی کشور را نابود کرد.

شهادت، شکست نیست!

در نقد اجمالی به این برداشتِ تلخ از هنگامۀ نبرد با دشمنان صهیونی و آمریکایی باید گفت: شهادت، مصائب و سختی‌ها هرچند جانکاه و طاقت‏سوز است، ولی در قاموسِ دفاع مقدس، نشانۀ شکست نیست. بلکه گاه، نشانِ اوجِ مقاومت، فریادِ استقامت، و گواه تعهدِ عمیق به آرمان‌هاست. و گاه مقدمۀ پیروزی‏های بزرگ است.

در طول تاریخ، همواره میان جبهه‌های مختلف با یکدیگر، جنگ و درگیری جریان داشته است. مصاف جبهة حق با جبهة باطل، درگیری میان پیامبران الهی و مخالفان حق و حقیقت، ناسازگاری پیشوایان معصوم و خلفا و حکومت‏های باطل، از جملة این رویارویی‏ها است. آنچه تاریخ نشان داده است، گویایِ این واقعیت است که؛ بسیاری از پیامبران، امامان معصوم و آزادیخواهانِ خداجو، به‏رغم تمام تلاش‏ها و جهادهای فراگیر، جملگی شربت شهادت نوشیدند. پس آیا تلاش و مجاهدت این افراد در مصاف با دشمنان خود، بی‏ثمر و بی‏فایده بود؟ در این صورت باید معتقد بود که در سرتاسر تاریخ، جبهة ظلم، طغیان و کفر تسلط داشته و جبهۀ حق و حقیقت، همیشه مغلوب و شکست خورده است. در حالی که چنین نبوده است. به گفتۀ قرآن کریم؛ «إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْکَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ یَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمینَ»(آل عمران/۱۴۰).‏

این آیه شریفه با اشاره به «قرح»(زخم و آسیب)، بیان می‌دارد که اگر گروهی از مسلمانان در جنگ احد متحملِ آسیبی شدند، گروهِ دشمن نیز پیش از آن چنین آسیبی را تجربه کرده است. این فراز، با بیانِ «وَ تِلْکَ الْأَیَّامُ نُداوِلُها بَیْنَ النَّاسِ» (و ما این روزها را میانِ مردم دست به دست می‌گردانیم)، به ماهیتِ سیال و متغیرِ پیروزی‌ها و شکست‌ها در طولِ زمان اشاره دارد. این بدان معناست که هیچ گروهی در جنگ، مصون از گزند نیست و دورانِ اقتدار و ضعف، دست به دست می‌گردد.

نکتۀ دیگرِ این آیه، تفاوت هدف از جنگ در نگاه مادی و الهی است؛ آشکارساختنِ میزانِ ایمانِ واقعیِ مؤمنان در شرایطِ سخت و دشوار ازجمله اهداف رویارویی با دشمنان است. در بحبوحۀ دشواری‌هاست که صداقتِ ایمان محک می‌خورد و کسانی که در راهِ عقیده، حاضر به فداکاری و جانبازی هستند، شناسایی می‌شوند. نهایتاً، آیه با «وَ اللَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمینَ»، موضعِ الهی را در قبالِ ظالمان مشخص می‌کند و به این نکته اشاره دارد که چرخشِ روزگار و وقوعِ سختی‌ها، نافیِ حقانیتِ مظلوم و تأییدِ ظالم نیست، بلکه خداوند متعال در نهایت، ستمگران را دوست نمی‌دارد و حق را آشکار می‌سازد. بنابراین، جانبازی و شهادت در راه خدا، نه تنها نشانۀ شکست نیست، بلکه بخشی از فرایندِ اثباتِ حقانیت و مقاومت در برابرِ ستم و نیز آشکارسازی حقایق پنهان است.

تلفات مادی و انسانی، هزینه‏های پیروزی

تحلیلِ پدیدارشناختیِ جنگ‏ها نشان می‌دهد که در طولِ منازعات، وقوعِ پدیده‌هایی چون تلفاتِ انسانی (شهادت و جانبازی)، و تخریبِ زیرساخت‌ها و منابع، امری اجتناب‌ناپذیر است. این رویدادها، هرچند از منظرِ عینی، نشان‌دهندۀ هزینه‌های سنگینِ جنگ هستند، اما از منظرِ استراتژیک و روان‌شناختیِ منازعه، لزوماً بیانگرِ شکستِ یک سویِ درگیری نیستند. در واقع، استراتژی‌های دفاعی و تهاجمی، اغلب با در نظر گرفتنِ این هزینه‌های بالقوه طراحی می‌شوند و میزانِ تحملِ این هزینه‌ها توسط طرفین، خود یکی از عواملِ تعیین‌کننده در نتیجۀ نهاییِ جنگ است. بنابراین، هرچند این خسارات، پیامدهایِ ناگواری به همراه دارند، اما نباید آن‌ها را به عنوانِ شاخصِ قطعیِ شکست تلقی کرد، بلکه باید در چارچوبِ کلیِ اهدافِ استراتژیک، توانِ بازدارندگی، و ارادۀ مقاومتِ طرفین موردِ ارزیابی قرار داد.

توجه به مطالبی از این دست، مبنایِ یک تحلیلِ واقع‌بینانه از جنگ و پیامدهایِ آن را فراهم می‌آورد و از برداشت‌هایِ سطحی و احساسی که صرفاً بر اساسِ تلفاتِ مادی یا انسانی قضاوت می‌کنند، فاصله می‌گیرد.

مفهوم پیروزی

افزون بر آنچه گفتیم به نظر می‏رسد پیش از هر چیز باید با نگاه عمیق به بازشناسی مفهوم «شکست» و «پیروزی» در مصاف با دشمنان در اندیشة الهی پرداخت و بعد از آن یک تحلیل راهبردی از شاخص‏های «پیروزی» ارائه داد تا مشخص شود که چه کسی در جنگ رمضان، پیروز میدان است.

در نگاه اسلامی، پیروزی در جنگ تنها به غلبۀ نظامی یا تسلط بر دشمن محدود نمی‌شود، بلکه، پیروزی زمانی تحقق می‌یابد که هدف از جنگ، دفاع از حق، رفع ظلم و نابودی باطل باشد؛ قرآن کریم در این خصوص فرمود: «یُریدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرینَ‏. لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَ یُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ؛ خداوند می‌خواست که با وعده‏های خود، حق را ثابت و استوار سازد و ریشه و دنبالۀ کافران را قطع نماید(از این رو شما را با گروه مسلح درگیر کرد) تا حق را پابرجا کند و باطل را نابود سازد هر چند گنهکاران کراهت داشته باشند»(انفال/۷ - ۸).

پیامبر اکرم صلی ‌الله ‌علیه‌ و آله نیز فرمودند: «مَنْ اَخَذَ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ کانَ مَعی فی الجنّة مُصاحِباً؛ کسی که حقّ مظلوم را از ظالم بگیرد [چه مظلوم، مسلمان باشد، و چه غیر مسلمان] در بهشت با من خواهد بود»(بحارالانوار، ج۷۲، ص۳۵۹، ح۷۴).

از این رو هدف اصلی جنگ از نگاه آموزه‏های اسلامی، تجاوز یا تسلط بر دشمن نیست، بلکه جنگ به عنوان ابزاری برای ایجاد عدالت و نهضتی برای تضمین حق است تا در سایۀ آن، حق، ظهور کند و باطل از بین برود.

با این نگاه، به فرمودۀ آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی)؛ «پیروزی آن نیست که انسان از میدانِ نَبَرد، سالم به در آید، یا دشمن خود را به خاک هلاکت افکَنَد، بلکه پیروزی آن است که انسان، هدفِ خود را پیش ببرد و دشمن را از رسیدن به مقصودِ خود، بازدارد. درست است که امام حسین علیه‏السلام و یاران وی پس از یک نبرد قهرمانانه شربت شهادت نوشیدند، ولی هدف مقدس خویش را پیش بردند. هدف آنان این بود که ماهیت نهضت ارتجاعی و ضد اسلامیِ اُموی، آشکار گردیده و افکار عمومیِ مسلمانان، بیدار شود تا از توطئه‏های این بازماندگان دوران جاهلیت و رسوبات دوران کفر و بت‏پرستی آگاه گردند که این هدف به خوبی انجام شد. حکومت یزید با کُشتن مردان بافضیلتِ خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به‏خصوص امام حسین علیه‏السلام، قیافۀ واقعی خود را به همه نشان داد و فریاد رسوایی این مدعیان جانشینی پیامبر در همه جا بلند شد. چه پیروزی از این بالاتر که امام حسین علیه‏السلام و یاران وی، نه‏فقط به هدف مقدس خود نائل گشتند، بلکه سرمشقی برای همۀ مردم آزادۀ جهان گردیدند. ازجمله عامل مهم پیروزی انقلاب اسلامی ما و پیروزی در جنگ تحمیلی، همین حماسۀ عاشورا بود که در راهپیمایی‏ها و سنگرهای مجاهدان، زمزمه می‏شد»(فلسفۀ شهادت، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، ص۱۵).

در جنگ رمضان و دفاع مقدس ایران سرافراز، تمام دنیا با باطن استکباری آمریکا و رژیم غاصب صهیونی بیش از گذشته آشنا شدند. ضعف استراتژیک و تسلیحات آنها بر همه آشکار گردید و اهداف پلید آنها از ب

نشانۀ پیروزی

امام سجّاد علیه‌السلام در خصوص نشانه‏های پیروزی فرمودند: «کَفی بِنَصرِاللّه لَکَ أن تَری عَدُوَّکَ یَعمَلُ بِمَعاصِی اللّه فِیکَ؛️ برای یاری خدا نسبت به تو، همین بس که ببینی دشمنت به خاطر دشمنی با تو، مرتکب معصیت خدا می‌شود»(تحف‏العقول، ص۲۷۸).

این بیان نشان می‌دهد که معیار واقعی پیروزی، نه در قدرت‏نمایی دشمن علیه شما است، بلکه پیروزی، مستقیماً به یاری و تأیید خداوند متعال مرتبط است. وقتی دشمن به خاطر خصومت با حق و درماندگی در مقابل شما، از مسیر حق منحرف می‌شود، در واقع شما با حفظ حقانیت خود، او را در موضع ضعف قرار داده‌اید و این خود نشانه‌ای از نصرت الهی و پیروزی شما است.

در جنگ رمضان، دشمنان ایران اسلامی، در باتلاق گناهان مختلف فرو رفتند؛ ازجمله دروغگویی‏های مکرر، تجاوز به حریم دیگران، توهین به ملت قهرمان ایران و تمدن چندهزارسالۀ آنها، به شهادت‏رساندن رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی ایران و زعیم امت اسلامی، قتل عام زنان و کودکان بی‏پناه ایران و لبنان، کُشتن مردان باتقوا و سلحشور از جمع نظامیان، تحقیر پاپ لئو چهاردهم(رهبر مسیحیان کاتولیک‏ جهان) توسط رئیس جمهور آمریکا و رنجاندن میلیاردها انسان مسیحی و ... نشانۀ بیچارگی و شکست دشمن و نیز علامت پیروزی ایران اسلامی و جبهۀ مقاومت است.

پیروزی در قاب تحلیل راهبردی

در تحلیل راهبردی، «پیروزی» یک وضعیت صفر و یک نیست؛ ترکیبی از شاخص‌های هم‌زمان است که نشان می‌دهد طرفین جنگ تا چه اندازه به اهداف اعلام‌شده یا اهداف واقعی خود نزدیک شده است. مهم‌ترین معیارها معمولاً این مواردند:

۱. دستیابی به اهداف راهبردی

هدف از جنگ چیست؟ جلوگیری از تهدید، بازدارندگی، تغییر رفتار طرف مقابل، حفظ یک موقعیت ژئوپولیتیک یا کسب مشروعیت می‏تواند ازجملۀ اهداف راهبردی باشد. اگر نتایج عملیات با اهداف راهبردی هم‌خوان باشد، از آن به‌عنوان پیروزی یاد می‌شود، هرچند خسارت وجود داشته باشد. در جنگ رمضان، دشمنان ما یعنی آمریکا به همراه رژیم صهیونیستی و متحدانش در منطقه، با تمام توان جنگ را به گونه‌ای آغاز کردند که تصور غلبه و پیروزی ۴۸ ساعته بر ایران را داشتند. آنها «بلعیدن ایران» را هدف اساسی خود قرار داده بودند و می‏خواستند با ایجاد بی‏ثباتی داخلی و آشوب‏های خیابانی، ایران را تجزیه کنند و با براندازی نظام(فروریختن تمامی ساختارهای دفاعی، نظامی، سیاسی و حقوقی ایران) و تغییر حکومت با رهبری جدید و دلخواه آمریکا، کشور ایران بزرگ را به تسلیم بکشانند. همچنین می‏خواستند اورانیوم(۶۰ درصد) غنی‏شده در ایران را تصاحب کنند. و بنا داشتند تنگۀ هرمز را در اختیار بگیرند. افزون بر آن، ایجاد تحریم‏های جدید با تحمیل مذاکره، تصاحب نفت و گاز ایران، ازبین بردن ذخائر هسته‏ای، نابودی توان موشکی ایران و ... در فهرست اهداف اساسی آنان بود که بر اساس گزارشات عینی، آنان به هیچ یک از اهداف یادشده دست نیافتند.

به عنوان نمونه؛ «دنی سیترینوویچ»، رئیس سابق میز ایران در سازمان اطلاعات رژیم صهیونیستی گفته است: «ما در این جنگ پیروز نشدیم و شکست خوردیم؛ ایران همان ایران است که دوام آورده و ایستاده!. جنگ ترامپ علیه ایران با ۴۴ میلیارد دلار هزینه، امروز ما را در وضعیت بدتری نسبت به آغاز جنگ قرار داده است. یکی از اهداف، براندازی جمهوری اسلامی و راه‌اندازی اغتشاشات بود که نه تنها موفق نشدیم، بلکه اقدامات ما برعکس جواب داد و اهدافمان تأمین نشد! بنابراین، باید صادقانه بگوییم و بپذیریم که حکومت ایران، با وجود تمام حملات در نهایت نه‌تنها دوام آورد و ایستاد، بلکه توانست حداکثر استفاده را از قابلیت‌های نامتقارن خود ببرد!».

۲. هزینه- فایده

تحلیلگران راهبردی مقایسه می‌کنند که هر یک از طرفین جنگ چه مقدار هزینه (تلفات، خسارات اقتصادی، فرسایش انرژی ملی، کاهش حمایت بین‌المللی) پرداخت کرده و چه مقدار فایده (امنیت، مشروعیت، بازدارندگی، دستاوردهای سیاسی و ..) به دست آورده است.

بر اساس گزارش‌های نیروهای مسلح ایران؛ ۹۵ درصد دارایی‌های آمریکا در منطقه شامل پایگاه‌ها، سامانه‌ها، جنگنده‌ها، پهپادها و شرکت‌های اقتصادی وابسته نابود شده است. همچنین آمریکا به میزان ۴۴ میلیارد دلار در این جنگ هزینه کرده است و رژیم صهیونیستی نیز خسارت‏های سنگینی را متحمل شد. همچنین مردم آمریکا باید برای خرید یک گالن بنزین یا خرید لوازم ضروری زندگی خود، هزینه‏های سنگین و کمرشکن بپردازند. این در حالی است که ایران اسلامی به همراه کشور یمن، مقاومت عراق و حزب الله لبنان، شرکت‌های فناوری اسرائیلی را به طور کامل تخریب کردند. و تخلیۀ پایگاه‌های آمریکا، تثبیت قدرت در تنگه، کنترل انرژی جهانی، نفرت جهانی از آمریکا و باند جنایتکار صهیونی توسط رزمندگان اسلام رقم خورد.

۳. تغییر موازنۀ قدرت

در تحلیل راهبردی بررسی می‌شود که پس از پایان جنگ، کدام طرف موقعیت نظامی، اقتصادی، امنیتی یا سیاسی بهتری پیدا کرده است. حتی بدون پیروزی نظامیِ مطلق، اگر موازنۀ قدرت به نفع یک طرف تغییر کند، آن طرف می‌تواند مدعی پیروزی نسبی باشد.

گزارش‏ها حکایت از آن دارد که در جنگ رمضان(۱۴۴۷ق)، تحقیر تاریخی آمریکا و اسرائیل و تاریخ شروع نظم نوین جهانی با ابرقدرتی ایران رقم خورد. زین پس قدرت‏های جهانی و کشورهای عربی در منطقه باید هر روز به ایران بزرگ و قدرتمند، سلام و احترام نظامی کنند. علت آن این است که مرشایمر(نظریه‌پرداز آمریکایی) گفته است: «ایرانی‌ها تقریباً تمام برگ‌های برنده را در اختیار دارند. ایرانی‌ها در موقعیت واقعاً قدرتمندی هستند. با بستن تنگۀ هرمز، آن‌ها در موقعیتی هستند که اقتصاد جهانی را به زانو درآورند. قدرت چانه‌زنی و اهرم فشاری که آن‌ها در اختیار دارند، عظیم است». بنابراین، مدیریت تنگه هرمز رسما تحریم‌های اروپا و آمریکا بر نفت ایران را کاملا خنثی می‌کند. اگر مدیریت تنگه هرمز را همینطور حفظ کنیم دیگر تحریم نفت ایران توسط آمریکا و اروپا هیچ اثری بر اقتصاد کشور نخواهد گذاشت و کشورهای عربی اگر نخواهند عوارض تنگه هرمز را به ایران بپردازند، حدودا ۴ سال طول می‌کشد تا بتوانند نفت خودشان را از مسیر دیگر به مقصد ببرند.

در نتیجه به طور قطع بر اثر جنگ تحمیلی و نابرابر رمضان(۱۴۴۷ق) از سوی آمریکا و رژیم غاصب صهیونی علیه ایران اسلامی، مرکز ثقل نظم جهانی از غرب به شرق و با محوریت ایران اسلامی در حال انتقال است؛ تغییری که نتیجۀ سال‌ها مجاهدت جبهۀ مقاومت و نشانۀ افول استکبار جهانی است. لذا در هندسۀ جدید قدرت در جهان و حرکت به‌سوی نظم چندقطبی، ایران دیگر صرفاً یک کشور نیست؛ بلکه به‌عنوان محور قطب اسلامی ایفای نقش می‌کند.

۴. واکنش و ادراک بین‌المللی

هرچند افکار عمومی جهان، حقیقت را تعیین نمی‌کند، اما در تحلیل‌های راهبردی، تغییر تصویر یک کشور و میزان حمایت یا انزوای بین‌المللی نیز یک شاخص کلیدی است.

رسانه‌های عبری، عربی و غربی در خصوص جنگ رمضان نوشتند که ایران، اسرائیل و آمریکا را به جایی که می‌خواست رسانده است؛ منزوی، منفور، تحت فشار اقتصادی، در وضعیت فروپاشی روانی و از دست‏دادن حمایت خود در غرب. علاوه بر آن، کشورهای جهان از ترامپ خشمگین هستند؛ اروپایی‌ها، آسیایی‌ها و حتی متحدان خاورمیانه‌ای ... در نتیجه این جنگ، اعتبار بین‌المللی آمریکا به‌طور چشمگیری تضعیف شده است.

۵. ثبات و پیامدهای پساحمله

در تحلیل راهبردی ارزیابی می‌کنند که کدام طرف پس از پایان جنگ ثبات بیشتری دارد و آیا درگیری منجر به بحران‌های ثانویه نشده است. پیروزی زمانی پایدار است که وضعیت پس از جنگ به نفع یک طرف تثبیت شود.

گزارش نیویورک تایمز در این خصوص کافی است که نوشته است: جنگ ترامپ از چهار منظر در حال تضعیف آمریکاست؛ بزرگ‌ترین ضربۀ محسوس به آمریکا و جهان، افزایش نفوذ ایران بر اقتصاد جهان با تسلطی است که بر «تنگه هرمز» به‌دست آورده است. فقدان دوراندیشی ترامپ درباره این تنگه، نشان‌دهندۀ یک ناکارآمدی آشکار است. دومین ضربه، مربوط به جایگاه نظامی آمریکا در جهان است. این جنگ نشان داد که ارتش آمریکا در برابر شیوه‌های جدید جنگ آسیب‌پذیر است. جهان دید کشوری که یک‌صدم هزینه نظامی آمریکا را صرف می‌کند، چگونه می‌تواند در جنگ بیشتر دوام بیاورد. سومین هزینۀ بزرگ جنگ، مربوط به متحدان آمریکا است. ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، کانادا و بیشتر اروپای غربی از حمایت از آمریکا در این جنگ خودداری کردند. این کشورها دیگر آمریکا را یک دوست قابل اعتماد نمی‌دانند. چهارمین آسیب، مربوط به اقتدار اخلاقی آمریکاست. ترامپ در تمام دوران سیاسی خود ارزش‌های اخلاقی را تضعیف کرده تا جایی که تهدیدهای نفرت‌انگیزی درباره نابودکردن تمدن ایران مطرح کرد. در نتیجه ایران اسلامی در این جنگ، در جنبه‌های کلیدی از نظر استراتژیک قوی‌تر از قبل در قلۀ ثبات و اقتدار ایستاده است.

۶. انسجام داخلی

جنگ‌ها گاهی باعث افزایش همبستگی داخلی یک کشور می‌شوند و گاهی موجب تضعیف حکومت یا شکاف اجتماعی می‏گردند. در تحلیل راهبردی، سطح انسجام داخلی پس از درگیری یک مؤلفۀ مهم در تعریف پیروزی است. در این خصوص یک نگاه اجمالی به تظاهرات و خروش چند ده میلیونی مردم آمریکا علیه دیکتاتوری ترامپ و فرار ساکنان صهیونیستی از سرزمین‏های اشغالی در حین جنگ رمضان از یک طرف و نیز بعثت مردم ایران در خیابان و رستاخیز ملت در بیعت با رهبر جوان و دفاع از نیروهای نظامی و اعلام آمادگی برای فدای جان در حفظ مرزهای جغرافیایی، نشان می‏دهد که کدامیک از طرفین جنگ، با انسجام داخلی، به پیروزی دست یافته است.

نتیجه آنکه ملت ایران برخلاف تصور و برآوردهای دشمنان متجاوز، از جنگ رمضان با سربلندی و پیروزی قطعی و کامل خارج شد. و به گفتۀ تحلیلگر نظامی اسرائیلی(آوی اشکنازی): «ایران، تنها برندۀ جنگ است. پس از آنکه رؤیاهای نتانیاهو و ترامپ در برابر ایران فروپاشید، عملیات علیه ایران موسوم به عملیات "غرش شیر" به "نالۀ گربه‌ها" تبدیل شد!»، ناله‏ای که به اضمحلال و نابودی آنان می‏انجامد؛ «أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فی‏ کُلِّ وادٍ یَهیمُونَ. وَ أَنَّهُمْ یَقُولُونَ ما لا یَفْعَلُونَ. إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَکَرُوا اللَّهَ کَثیراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»(شعراء/ ۲۲۵ – ۲۲۷).‏

حجت الاسلام علی ملکوتی نیا

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha